تبليغاتX
::::شوشتر شهرقشنگي است خدا مي داند ::::
::::شوشتر شهرقشنگي است خدا مي داند ::::

ذوالقرنین یا کوروش بزرگ

آری ذوالقرنین که بود؟
در این که ذوالقرنین که در قرآن مجید آمده از نظر تاریخی چه کسی بوده است، نظرات مختلفی در این زمینه ابراز شده که مهم ترین آنها سه نظریه است.
*اول: بعضی معتقدند او کسی جز« اسکندر مقدونی» نیست، لذا بعضی او را به نام اسکندر ذوالقرنین می خوانند، و معتقدند که او بعد از مرگ پدرش بر کشورهای روم و مغرب و مصر تسلط یافت، و شهر اسکندریه را بنا نمود، سپس شام و بیت المقدس را در زیر سیطره خود گرفت، و از آنجا به ارمنستان رفت، عراق و ایران را فتح کرد، سپس قصد « هند» و « چین» نمود و از آنجا به خراسان بازگشت. شهرهای فراوانی بنا نهاد، و به عراق آمد و بعد از آن در « شهر زور» بیمار شد و از دنیا رفت، و به گفته بعضی، بیش از 36 سال عمر نکرد، جسد او را به اسکندریه بردند در آن جا دفن نمودند.


*دوم: جمعی از مورخین معتقدند؛ ذوالقرنین  یکی از پادشاهان به نام« صعب حمری » بوده( پادشاهان یمن بنام «تبع» خوانده می شدند که جمع آن« تبابعه» است).
از جمله« اصمعی» در تاریخ عرب قبل از اسلام و « ابن هشام» در تاریخ معروف خود به نام« سیره» و « ابوریحان بیرونی» در« الآثار الباقیه» را می توان نام برد که از این نظریه دفاع کرده اند. حتی در اشعار « حمیری ها» ( که از اقوام یمن بودند) و بعضی از شعرای جاهلیت اشعاری دیده می شود که در آنها افتخار به وجود « ذوالقرنین» کرده اند.
طبق این فرضیه، سدی را که ذوالقرنین ساخته، همان سد معروف « مارب» است.

 
*سوم: سومین نظریه که ضمنا جدیدترین آنها محسوب می شود، همانست که دانشمند معروف اسلامی « ابوالکلام آزاد» که روزی وزیر فرهنگ کشور هند بود، در کتاب محققانه ای که در این زمینه نگاشته است آمده است.
طبق این نظریه ذوالقرنین همان« کورش کبیر» پادشاه هخامنشی است. از آنجا که نظریه اول و دوم هیچ مدرک قابل ملاحظه تاریخی ندارد و از آن گذشته، نه اسکندر مقدونی دارای صفاتی است که قرآن برای ذوالقرنین شمرده و نه هیچ یک از پادشاهان یمن.
به علاوه« اسکندر مقدونی» سد معروفی نساخته، اما «سد مارب» در « یمن» سدی است که هیچ یک از صفاتی که قرآن برای سد ذوالقرنین ذکر کرده است، تطبیق نمی کند، زیرا سد ذوالقرنین طبق گفته قرآن از آهن و مس ساخته شده بود، و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی بوده، در حالی که سد مارب از مصالح معمولی، و به منظور جمع آوری آب و جلوگیری از طغیان سیلاب ها ساخته شده که شرح آن را قرآن در سوره « سبا» بیان کرده است.
به همین دلیل بحث را بیشتر روی نظریه سوم متمرکز می کنیم، و در این جا لازم می دانیم به چند امر دقیقا توجه شود:
*الف: نخستین مطلبی که در این جا جلب توجه می کند این است که « ذوالقرنین» (صاحب دو قرن) چرا به این نام نامیده شده است؟
بعضی معتقدند این نام گذاری به خاطر آن است که او به شرق و غرب عالم رسید که عرب از آن تعبیر به قرنی الشمس( دو شاخ آفتاب) می کند.
بعضی دیگر معتقدند که این نام به خاطر این بود که دو قرن زندگی یا حکومت کرد، و در این که مقدار چه اندازه است، نیز نظرات متفاوتی دارند.
بعضی می گویند در دو طرف سر او برآمدگی مخصوصی بود و به خاطر آن به ذوالقرنین معروف شد.
و بالاخره بعضی بر این عقیده اند که تاج مخصوص او دارای دو شاخک بود. و عقاید دیگری که نقل همه آنها به طول می انجامد، و چنان که خواهیم دید مبتکر نظریه سوم یعنی« ابوالکلام آزاد» از این لقب، استفاده فراوانی برای اثبات نظریه خود کرده است.
ب: از قرآن مجید به خوبی استفاده می شود که ذوالقرنین دارای صفات ممتازی بود: ـ خداوند اسباب پیروزی ها را در اختیار او قرار داد.
ـ او سه لشکر کشی مهم داشت:نخست به غرب، سپس به شرق، و سرانجام به منطقه ای که در آنجا یک تنگه کوهستانی وجود داشته، و در هر یک از این سفرها با اقوامی برخورد کرد که شرح صفات آنها در تفسیر آیات گذشت.
ـ او مرد مومن و موحد و مهربانی بود، و از طریق عدل و داد منحرف نمی شد، و به همین جهت مشمول لطف خاص پروردگار بود. او یار نیکوکاران و دشمن ظالمان و ستمگران بود، و به مال و ثروت دنیا علاقه ای نداشت.
ـ او هم به خدا ایمان داشت و هم به روز رستاخیز.
ـ او سازنده یکی از مهمترین و نیرومند ترین سدها است، سدی که در آن به جای آجر و سنگ از آهن و مس استفاده شد.( و اگر مصالح دیگر در ساختمان آن نیز به کار رفته باشد، تحت الشعاع این فلزات ود) و هدف او از ساختن این سد کمک به گروهی مستضعف در مقابل ظلم و ستم قوم یاجوج و ماجوج بوده است.
ـ او کسی بوده که قبل از نزول قرآن، نامش در میان جمعی از مردم شهرت داشت، و لذا قریش یا یهود از پیغمبر(ص) درباره آن سوال کردند، چنان که قرآن می گوید: یسئلونک عن ذی القرنین:« از تو درباره ذوالقرنین سوال می کنند.»
اما از قرآن چیزی که صریحا دلالت کند، او پیامبر بوده استفاده نمی شود، هر چند تعبیراتی در قرآن هست که اشعار به این معنی دارد، چنان که در تفسیر آیات سابق گذشت.
از بسیاری از روایت اسلامی که از پیامبر(ص) و ائمه بیت(ع) نقل شده نیز می خوانیم:« او پیامبر نبود، بلکه بنده صالحی بود.»
ج: اساس قول سوم( ذوالقرنین کورش کبیر بوده است) به طور بسیار فشرده بر دو اصل استوار است:
نخست این که: سو آل کنندگان درباره این مطلب از پیامبر اسلام (ص) طبق روایاتی که در شان نزول آیات نازل شده است، یهود بوده اند، و یا قریش به تحریک یهود، بنابراین باید ریشه این مطلب را در کتب یهود پیدا کرد.
از میان کتب معروف یهود، به کتاب دانیال، فصل هشتم باز می گردیم، در آن جا چنین می خوانیم:
« در سال سلطنت بل شصر، به من که دانیالم، رویایی مرئی شد. بعد از رویارویی که اولا به من مرئی شده بود، و در رویا دیدم، و هنگام چنین شد که من در قصر « شوشان» که در کشور « ایلام است، بودم و در خواب دیدم که نزد نهر « اولای» هستم و چشمان خود را بر داشت نگریستم و اینکه قوچی در برابر نهر بایستاد و صاحب دو شاخ بود، و شاخ هایش بلند . . . و آن قوچ را به سمت« مغربی» و « شمالی» و « جنوبی» شاخ زنان دیدم و هیچ حیوانی در مقابلش مقاومت نتوانست کرد، و از این که احدی نبود که از دستش رهایی بدهد لهذا موافق رای خود عمل می نمود و بزرگ می شد. . . . »
پس از آن در همین کتاب از « دانیال» چنین نقل شده:« جبرئیل بر او آشکار گشت و خوابش را چنین تعبیر نمود:
قوچ صاحب دو شاخ که دیدی، ملوک مدائن و فارس است( یا ملوک ماد و فارس است).
یهود از بشارت رویای دانیال چنین دریافتند که دوران اسارت آنها با قیام یکی از پادشاهان ماد فارس، و پیروز شدنش بر شاهان بابل، پایان می گیرد، و از چنگال بابلیان آزاد خواهند شد.
چیزی نگذشت که « کورش» در صحنه حکومت ایران ظاهر شد و کشور ماد و فارس را یکی ساخت، و سلطنتی بزرگ از آن پدید آورد، و همان گونه که رویای دانیال گفته بود که آن قوچ شاخ هایش را به غرب و شرق و جنوب می زند، کورش نیز در هر سه جهت فتوحات بزرگی انجام داد.
یهود را آزاد ساخت و اجازه بازگشت به فلسطین به آنها داد.
جالب این که در تورات در کتاب« اشعیا» فصل شماره 28/، چنین می خوانیم:« آن گاه در خصوص کورش می فرماید که شبان من اوست، و در تمامی کارها مشیتم را به اتمام رسانده به « اورشلیم» خواهد گفت که بنا کرده خواهی شد».
این جمله نیز قابل توجه است که در بعضی از تعبیرات تورات، از کورش تعبیر به عقاب مشرق، و مرد تدبیر که از مکان دور خوانده خواهد شد آمده است.( کتاب اشعیا، فصل 46، شماره 11/»
دوم: این که در قرن نوزدهم میلادی در نزدیکی استخر، در کنار نهر« مرغاب» مجسمه ای از کورش کشف شد که تقریبا به قامت یک انسان است، و کورش را در صورتی نشان می دهد که دوبال همانند بال عقاب از دو جانبش گشوده شد، و تاجی به سردارد که دو شاخ همانند شاخ های قوچ در آن دیده می شود.
این مجسمه که نمونه بسیار پر ارزشی از فن حجاری قدیم است، آن چنان جلب توجه دانشمندان را نمود که گروهی از دانشمندان آلمانی فقط برای تماشای آن به ایران سفر کردند.
از تطبیق مندرجات تورات با مشخصات این مجسمه این احتمال در نظر این دانشمند کاملا قوت گرفت که نامیدن « کورش» به « ذوالقرنین»( صاحب دو شاخ) از چه ریشه ای مایه می گرفت، و همچنین چرا مجسمه سنگی کورش دارای بال هایی همچون بال عقاب است، و به این ترتیب بر گروهی از دانشمندان مسلم شد که شخصیت تاریخی ذوالقرنین از این طریق کاملا آشکار شده است.
آن چه این نظریه را تایید می کند، اوصاف اخلاقی است که در تاریخ برای کوروش نوشته اند.
هرودوت مورخ یونانی می نویسد:« کورش» فرمان داد تا سپاهیانش جز به روی جنگجویان شمشیر نکشند، و هر سرباز دشمن که نیزه خود را خم کند، او را نکشند، و لشکر کورش فرمان او را اطاعت کردند، به طوری که توده ملت، مصائب جنگ را احساس نکردند.
و نیز « هر دوت» درباره او می نویسد: کورش پادشاهی کریم و سخی و بسیار ملایم و مهربان بود، مانند دیگر پادشاهان به اندوختن مال حرص نداشت، بلکه نسبت به کرم و عطا حریص بود، ستم زدگان را از عدل و داد برخوردار می ساخت و هر چه را متضمن خیر بیشتر بود، دوست می داشت.
و نیز مورخ دیگر « ذی نوفن» می نویسد: کورش پادشاه عاقل و مهربان بود و بزرگی ملوک با فضائل حکماء در او جمع بود، همتی فائق، وجودی غالب داشت، شعارش خدمت انسانیت و خوی او بذل عدالت، بود و تواضع و سماجت در وجود او جای کبر و عجب را گرفته بود.
جالب این که مورخان که کورش را این چنین توصیف کرده اند، از تاریخ نویسان بیگانه بودند، نه از قوم یا ابناء وطن او، بلکه اهل یونان بودند و می دانیم مردم یونان به نظر دوستی به کورش نگاه نمی کردند، زیرا با فتح « لیدیا» به دست کورش، شکست بزرگی برای ملت یونان فراهم گشت.
طرفداران آن عقیده می گویند: اوصاف مذکور در قرآن مجید درباره ذوالقرنین با اوصاف کورش تطبیق می کند.
از همه گذشته کورش سفرهایی به شرق غرب و شمال انجام داد که در تاریخ زندگانیش به طور مشروح آمده است، و با سفرهای سه گانه که در قرآن ذکر شده قابل انطباق می باشد:
نخستین لشکر کشی کورش به کشور « لیدیا» که در قمست شمال آسیای صغیر قرار داشت، صورت گرفت، و این کشور نسبت به مرکز حکومت کورش جنبه غربی داشت.
هرگاه نقشه ساحل غربی آسیای صغیر را جلوی روی خود بگذاریم خواهیم دید که قسمت اعظم ساحل در خلیجک های کوچک غرق می شود، مخصوصا در نزدیکی « ازمیر» که خلیج صورت چشمه ای به خود می گیرد.
قرآن می گوید ذوالقرنین در سفر غربی اش احساس کرد خورشید در چشمه گل آلودی فرو می رود.
این صحنه همان صحنه بود که کورش به هنگام فرو رفتن قرص آفتاب(در نظر بیننده) در خلیجک های ساحلی مشاهده کرد.
لشکر کشی دوم کورش به جانب شرق بود، چنان که « هردوت » می گوید: این هجوم شرقی کوروش بعد از فتح « لیدیا» صورت گرفت، مخصوصا طغیان بعضی از قبائل وحشی بیابانی کورش را به این حمله واداشت.
تعبیر قرآن« حتی اذا بلغ الشمس وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا» اشاره به سفر کورش به منتهای شرق است که مشاهد کرد خورشید بر قومی طلوع می کند که در برابر تابش آن سایبانی ندارند. اشاره به اینکه آن قوم بیابان گرد و صحرا نورد بودند.
کورش لشکر کشی سومی داشت که به سوی شمال، به طرف کوه های قفقاز بود، تا به تنگه میان دو کوه رسید، و برای جلوگیری از هجوم اقوام وحشی با درخواست مردمی که در آن جا بودند در برابر تنگه، سد محکمی بنا کرد.
این تنگه در عصر حاضر تنگه « داریال» نامیده می شود که در نقشه های موجود میان« ولادی کیو کز» و « تفلیس» نشان داده می شود، در همان جا که تاکنون دیوار آهنی موجود است، این دیوار همان سدی است که کورش بنا نموده، زیرا اوصافی که قرآن درباره سد ذوالقرنین بیان کرده کاملا بر آن تطبیق می کند.
این بود خلاصه آن چه در تقویت نظریه سوم بیان شده است.
سوم: سد ذوالقرنین کجاست؟
گرچه بعضی میل دارند این سد را با دیوار معروف چین که هم اکنون برپاست و صدها کیلومتر ادامه دارد منطبق بدانند، ولی روشن است که دیوار چین نه از آهن و مس ساخته شده، و نه در یک تنگه باریک کوهستانی است، بلکه دیواری است که از مصالح معمولی بنا گردیده، و همان گونه که گفتیم صدها کیلومتر طول آن است و اکنون نیز موجود است.
بعضی دیگر اصرار دارند که این همان سد« مارب» در سرزمین یمن می باشد، در حالی که سد مارت گرچه در یک تنگه کوهستانی بنا شده، ولی برای جلوگیری از سیلاب و به منظور ذخیره آب بوده، و ساختمانش از آهن و مس نیست.
ولی طبق گواهی دانشمندان ـ همان گونه که در بالا نیز اشاره کردیم، در سرزمین قفقاز میان دریای خزر و دریای سیاه ـ سلسله کوه هایی است همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا می کند، تنها تنگه ای که در میان این کوه ها دیوار مانند وجود دارد، تنگه « داریال» معروف است، و همان جا تاکنون دیوار آهنین باستانی به چشم می خورد، به همین جهت بسیاری معتقدند که سد ذوالقرنین همین سد است. جالب این که در آن نزدیکی نهری است بنام « سائرس» که به معنی« کورش» است.( یونانیان کورش را سائرس می نامیدند.)
در آثار باستانی ارمنی از این دیوار به نام « بهاگ گورایی» یاد شده و معنی این کلمه « تنگه کورش» یا « معبر کورش» است و این سند نشان می دهد که بانی این سد او بوده است.

 

کساني‌که بر يگانگي ذوالقرنين و کوروش (پدر ايران) گواهي داده‌اند عبارت‌اند از:

مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسيرالبيان ( ترجمه تفسير سوره کهف از باستاني پاريزي) ــ علامه طباطبايي در تفسير الميزان ــ آيت‌الله العظمي ناصر مكارم شيرازي و 10 نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسير نمونه (مانند قرائتي، امامي، آشتياني،حسني، شجاعي، عبدالهي و محمدي) ــ تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن ــ آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسير کشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري) ــ حجه الاسلام سيد نورالدين ابطحي در کتاب ايرانيان در قرآن و روايات _ دکتر علي شريعتي در کتاب بازشناسي هويت ايراني اسلامي ــ سيد صدر بلاغي در قصص قرآن _ جلال رفيع در کتاب بهشت شداد _ دکتر فاروق صفي زاده در کتاب از کورش هخامنشي تا محمد خاتمي ــ منوچهر خدايار در کتاب کورش در اديان آسياي غربي ــ قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ ــ دکتر فريدون بدره اي در کتاب کورش در قرآن و عهد عتيق ــ محمد کاظم توانگر زمين در کتاب ذوالقرنين و کورش ــ آيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماينده مجلس خبرگان دوم _ استاد محيط طباطبايي _ حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد _ سر احمدخان بنيان‌گذار دانشگاه اسلامي عليگر هند

 

 

نظرات نويسندگان و تاريخ نويسان بر شخصيت كوروش كبير :

   هرودت
«هرودت» كوروش را پادشاهي ساده بلند همت و رادمرد و شجاع مي داند كه با انديشه هاي خردمندانه اش پارسيان را از باجگزاري رهايي بخشيد و بزرگترين ملت جهان را ساخت و براي آنها نيرومندترين پادشاهي هاي جهان را پي ريزي كرد . به عقيده ی هرودوت كوروش با اتباع خود رفتاري مشفقانه مهربان و پدرانه داشت. او بخشنده آداب دان و رعيت نواز بود و چون هميشه خير و سعادت اتباع خود را مي خواست، ايرانيان او را پدر خواندند.
هرودوت همچنين كوروش را جنگ آوري آزموده و دورانديش، دوستي وفادار و برازنده و پادشاهي پاكدل و آزاده و نرمخوي و شايسته ستايش تصور مي كند.

افلاطون
افلاطون مي نويسد، كوروش سرداري بزرگ بود.در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر دنيا فرمانروايي مي كردند.بعلاوه او به همه مللي كه زير فرمانروايي او قرار گرفتند،حقوق مردم آزاد بخشيد.اين امر سبب شد كه همه او را ستايش مي كردند.سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و بخاطر او از هر خطري استقبال مي كردند.اگر در بين اتباع او مرد خردمندي بود كه راي و نظر او مي توانست براي ديگران سودمند باشد،نه تنها كوروش به وي حسد نمي ورزيد بلكه به وي پاداش نيز عطا مي كرد.بدين سبب كشور ايران زير رهبري كوروش از هر لحاظ پيشرفت كرد مردم آن نيز از آزادي و رفاه بي سابقه اي برخوردار بودند و آن چنان نسبت به يكديگر محبت مي ورزيدند كه گويي همه با يكديگر خويشاوندي دارند.

پروفسور گيرشمن
گيرشمن باستان شناس فرانسوي درباره كوروش مي گويد: كمتر پادشاهي است كه پس از خود مانند كوروش چنين نام نيكي باقي گذاشته باشد.كوروش سرداري بزرگ سخي و نيكو خواه بود.او آنقدر خردمند بود كه هر زماني كشور تازه اي تسخير مي كرد به آنها آزادي مذهب مي داد و فرمانرواي جديد از بين بوميان آن سرزمين انتخاب مي كرد. او شهرها را غارت و ويران نمي كرد. ملتهاي آنها را قتل عام نمي نمود بلكه به آنها آزادي مي داد.
ايرانيان كوروش را پدر و يونانيان كه سرزمينشان بوسيله كوروش تسخير شده بود وي را سرور و قانونگذار مي ناميدند و يهوديان او را مسيح خداوند مي خواندند.

ديودوروس سيسولوس
ديودوروس سيسولوس تاريخ نويس مشهور نوشته است كوروش پسر كمبوجيه و ماندان دختر پادشاه ماد در دلاوري و كارآيي خردمندانه، حزم و ساير خصائل نيكو سرآمد مردم روزگار خود بود.در رفتارش با دشمنان داراي شجاعتي كم نظير و در كردارش نسبت به زير دستان پاك انديش و انسان دوستانه بود و از اين رو پارسيان او را پدر مي خواندند.
  گزنفون
گزنفون با آن كه يوناني بوده در كتاب Cyropaedia و يا تربيت كوروش، آن چنان از كوروش تجليل بعمل آورده كه ميتوان گفت هيچ كس تا كنون از پادشاهي آنقدر تمجيد نكرده است.گزنفون در اين كتاب از كوروش بصورت يك انسان كامل يك سرمشق بيمانند زمامداري و يك مربي ايده آل و يك رهبر عاليقدر نام برده است.گزنفون مي نويسد، كوروش نابغه بزرگي بود كه در تمام عمر از هدفي مقدس و عالي پيروي مي كرد. او دست انسانها و طالب علم و حكمت و راستي و درستي بود. كوروش عقيده داشت پيروزي بر كشوري اين حق را براي سردار پيروز ايجاد نميكند كه ملت شكست خورده را اسير كند.
در هنگام جنگ بايد سعي كرد كه آتش جنگ به كشاورزان و مردم غير سپاهي سرايت نكند و شهر شكست خورده را نبايد غارت كرد. كوروش موفق شد حتي ملتهاي شكست خورده را نيز شيفته خود كند بطوري كه پارسيان او را پدر خواندند و ملتهايي كه بوسيله كوروش مغلوب شده بودند او را خداوندگار مي ناميدند . كوروش برترين مرد تاريخ دنيا،بزرگترين، بخشنده ترين، پاك دل ترين و دريادل ترين مردان بود و بزرگترين هواخواه فرهنگ و آموختن بشمار مي رفت.
   ويليم دورانت
ويليم دورانت تاريخ نويس و فيلسوف نامدار امريكايي درباره كوروش مي نويسد كوروش از افرادي بود كه براي فرمانروايي آفريده شده بود.به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند.روش كوروش در كشور گشايي حيرت انگيز بود.او با شكست خوردگان با جوانمردي و بزرگواري رفتار مي كرد و نسبت به دشمنانش مهربان بود.بهمين دليل است كه يونانيان درياره او داستانهاي بيشماري نوشته و او را بزرگترين جهان قهرمان دانسته اند.
كوروش خوش چهره و نيكو اندام بود و سلسله هخامنشي را كه يكي از سلسله هاي بزرگ پادشاهي ايران است بوجود آورد.


 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط مصطفی |
در باره ما

تـا کـه بودیـم ,نبودیــــــم کسی

کشت ما را غم بی همنفسی!

تـا کـه رفتیم همه یــــــار شدند

خفته ایم و همه بیــــدار شدند!

قـــدر آئینه بدانیـــم چــو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست.
mhbz1986@yahoo.com
a_topoli1371@yahoo.com


shushtar_city@yahoo.com

آخرین نوشته ها
انتخابات
جشن 2 سالگی شوشتر سی تی
اقدامی مهم از سوی شوشتریان خوزستان دستمرضا
پل بند لشکر یادگاری از دوره ساسانی

آبشارهای شوشتر در بین آثار جهانی
خبر و مژده



سال 2009 سال جهانی شدن شوشتر
سازه های آبی شوشتر
زندگينامه آيت الله العظمي، مرحوم حاج شيخ جعفر شوشتري(ره)
حاج شیخ محمدتقی شیخ شوشتری
نامهای مختلف شوشتر در طول تاریخ
اوضاع اقتصادي و اجتماعي شوشتر در زمان نادر شاه
شاهنامه فردوسي درباره پل شادروان
ذوالقرنین یا کوروش بزرگ
نهر باستانی داریون
نقاط دیدنی شوشتر
تکنولوژی پیشرفته و بی نظیر سازه های آبی شوشتر
شوشتر شناسی (پل شادروان)
به نظرت؟
شوشتر شناسی(سیکا)
جشن تولد یکسالگی شوشترسیتی
شوشتر شناسی(شوشتر شهر چهل پیر و بقعه)
خوزستان بهشت باستان شناسان
غار پبده شوشتر (نخستین غار باستانی ایران)
شوشترشناسی(كارون و بنيادهاي آن)
توهین به اقوام ایرانی به کدامین انگیزه ؟
پیوند وبلاگ
شوشترنما
سی سرا
محمدرضا حلاج
ایران کلیپ
میراث فرهنگی شوشتر
بزم شبانه
جستجوگر گوگل
فقط منو و تو (بندر یها)
بچه های خوزستان
کانون دوستداران شوشتر
بوسه بر مرگ
میعاد در لجن - اشعار تورج بخشایشی
وبلاگ فرهیختگان شوشتر
زیر پوست دانشگاه
موزه مردم شناسی شوشتر
آتشکده مهر
آتش عشق
آرامش دل
لربلاگ
ایران باستان
کانون تاریخ ایران
سرزمین کهن
انجمن شوشتریهای خوزستان
زمزمه زندگی
یادداشتهای یک وبلاگر
خدایا چرا عشق را آفریدی؟
ترفندستان
ایران + هخامنشیان
ایران باستان (امید)
غریب آشنا
تاریخ و فرهنگ بختیاری
...و اما خوزستان
نیمه گمشده من
شرکت توسعه گران سیستم پارسا شوشتر
جواهري در قصر
foolad khuozestan
نوشته های محمد جواد عبدی
آرشیو مطالب
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
امکانات