اینم آخرین به روز کردن من توی این مدته که می کنم آخه دو هفته آینده من باید برم خدمت سربازی و دیگه در خدمت شما عزیزان نیستم و سعی کردم با مطلب خوبی از شما خداحافظی کنم « امیدوارم که وبلاگ ما رو تنها نگذارید و همیشه سر بزنید چون از این به بعد دیگه کار آقا مصطفی بیشتر میشه و زحمت بیشتری واسه این وبلاگ باید بکشند پس با نظراتتون دلگرمی واسمون باشید» با تشکر
و اما چقدر
علامه محقق حاج شیخ محمدتقی شیخ شوشتری
را می شناسید ؟

مولود نجف
از آن هنگام كه حضرت امام علي ـ عليه السلام ـ آن پيكر پاكي و راستي و عدالت در سرزمين نجف اشرف به خاك سپرده شد تا اندك زماني پيش از اين هميشه شهر مقدس نجف ديار دانش و دين و شهر جهاد و اجتهاد و سرزمين صفا و نور بود. گويي با دفن جسم مقدس مولا علي ـ عليه السلام ـ، خورشيد آسمان را نيز در خاك نجف دفن كردند. نزديك به چهارده قرن است كه ستارگان آسمان دانش و تقوا از آن سرچشمة خورشيد سر برآورده، سپهر صفا و صميميت را جذابيتي بيشتر و ملاحتي افزونتر بخشيدهاند و اين همه چيزي نبود جز پرتوي از آن آفتاب كه در دل شب و دور از چشم اغيار در سرزمين نجف به خاك سپرده شد. در زماني هم كه بيش از هزار سال از پيشينة حوزه علميه نجف ميگذشت (1320 ق.) حلقههاي درس و بحث هم چون گذشته و بلكه پر رونقتر در آن ديار داير بود. هزاران نفر از طالبان دانش، وطن خود را ترك گفته، در كنار آستان مقدس مولا علي ـ عليه السلام ـ گرد هم آمده بودند تا ضمن ارادت به آستان ولايت و تحصيل علم و كمال، ارزشهاي علوي را كه چيزي جز اسلام پيامبر نيست، پاس دارند. آن روزها براي فضلاي حوزة نجف روزهاي پر باري بود چرا كه اساتيد بزرگ و ارزندهاي چون آية الله سيد محمد كاظم يزدي و آية الله آخوند خراساني كه در فيض بخشي دستي توانا و بياني گويا داشتند و به خوبي تشنگان دشت طلب را سيراب ميكردند، سر حلقة حوزويان بودند. آن سال براي شيخ كاظم شوشتري سالي بس پر بركت و با ميمنت بود. چنين مينمود كه خداي رحيم، لطف بزرگي در حق او فرموده و چشمش را با ميلاد پسري با استعداد و شايستة روشني بخشيده است. پدر او را به نام نهمين پيشواي شيعيان «محمد تقي» ناميد تا هر لحظه به ياد دوستي بزرگ از دوستان برگزيده خدا، يعني حضرت جواد الائمه ـ عليه السلام ـ باشد و هميشه ذكر و سپاس حق گويد.
پدر و مادر
خاندان مادري محقق از خانوادههاي متدين ايراني بودند كه از مدتها پيش، شهر نجف را براي سكونت برگزيده بودند. مادرش متولد نجف اشرف بود و در همان شهر با روحاني جوان شوشتر، محمد كاظم شوشتري ازدواج كرد. شيخ محمد كاظم از تباري تابناك بود كه نسل در نسل از نوريان و دانشمردان شوشتر بودند و پيش از ميلاد محقق، مردان نام آور بسياري چون شيخ جعفر شوشتري و... را در كهكشان درخشانشان نظارگر بودند. پدر دانشمند محقق، يگانه مرجع شوشتر و از مردان مبارز آن ديار بود. او در دفاع از كيان مسلمانان به ويژه در حريم حجاب اسلامي، مرزباني مبارز و مبارزي بيدار بود كه توسط طاغوتيان از شوشتر به بروجرد تبعيد شد و روزگار درازي را ـ هم در زمان رضا خان و هم در عصر محمد رضا پهلوي ـ دور از وطن، غريبانه در بروجرد زيست.
اقبال شوشتر
مولود نجف، با طراوتترين بهاران عمرش را تا هفت سالگي در نجف اشرف تنفس كرد. نخستين سالهاي سبز زندگي را در آن شهر نجابت و نور، سپري ساخت. پس از آن همراه مادر مهربانش، ناخواسته شهر نجف را به قصد شوشتر ترك كرد و در حدود سال 1327 ق وارد آن شهر گرديد. آن روزها (1314 ش) روزگار ايران سياه بود و دست نشانده بيگانگان، رضا خان ميرپنج، آشكارا با مظاهر اسلامي به ستيز برخاسته بود! در اين زمان طلبة فارغ التحصيل حوزة نجف، آقا محمد تقي شوشتري، شيخ شهر و به جاي پدر مظلوم و تبعيد شده خويش، مرجع مردم در آن ديار بود.
رجعت به شهر عشق
شيخ شوشتر كه فرزند پدري چنان مبارز و بيدار بود تحمل هيچ تهاجمي را بر ساحت مقدس تشيع و اسلام روا نميديد. چنين بود كه عَلَم مخالفت با مزدوران اجانب را مردانه بر افراشت. محقق براي بيداري مردم و تهييج آنان بر ضد طاغوت وقت، شوشتر را ترك گفته، همراه خانوادهاش راهي كربلا گشت...
برو پایین بقیش رو بخون