تبليغاتX
::::شوشتر شهرقشنگي است خدا مي داند ::::
::::شوشتر شهرقشنگي است خدا مي داند ::::

شاهنامه فردوسي درباره پل شادروان

همی برد هر سو برانوش را ‌                             ‌

 

بدو داشـتـی در سخـن گوش را ‌                            ‌

یکی رود بد پهن در شوشتر ‌                             ‌

 

که ماهی نکردی بـرو بـر گذر ‌                                   ‌

برانوش را گفت گر هندسی ‌                           ‌

 

پلی ساز آنـجا چنان چون رسی ‌                            ‌

که ما بازگردیم و آن پل به جای ‌                            ‌

 

بـمـانـد به دانـایـی رهـنـمای ‌                                    ‌

به رش کرده بالای این پل هزار ‌                         ‌

 

بـخـواهـی ز گـنـج آنـچـه آید به کار ‌                          ‌

تو از دانشی فیلسوفان روم ‌                         ‌

 

فراز آر چندی بران مرز و بوم ‌                              ‌

چو این پل برآید سوی خان خویش ‌                     ‌

 

برو تازیان باش مهمان خویش ‌                           ‌

ابا شادمانی و با ایمنی ‌                              ‌

 

ز بد دور وز دست اهــریـمـنـی ‌                         ‌

به تدبیر آن پل باستاد مرد ‌                              ‌

 

فراز آوریدش بران کارکرد ‌                                    ‌

بپردخت شاپور گنجی بران ‌                            ‌

 

که زان باشد آسانی مردمان ‌                                

چو شد شه برانوش کرد آن تمام ‌                       ‌

 

پلی کرد بالا هزارانش گام ‌                                   

چو شد پل تمام او ز ششتر برفت ‌                           ‌

 

سوی خان خود روی بنهاد تفت ‌                      

شاهنامه فردوسي، نسخه مسكو، جلد هفتم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 8:39 بعد از ظهر توسط احمدخیراله نژاد |

ذوالقرنین یا کوروش بزرگ

 

چرا ذوالقرنین در قرآن، همان کورش کبیر است؟

 

« ای پیامبر، از تو درباره ذوالقرنین سوال می کنند. بگو بزودی گوشه ای از سرگذشت او را برای شما، بازگو خواهیم کرد.» سوره کهف آیه ۸۲

 

قرآن به داستان ذوالقرنین توجه داشته و همواره این داستان محل بحث و گفت و گوی قرآن پژوهان بوده است.
اما براستی ذوالقرنین کیست؟ آیا او همان کورش کبیر تاریخ ایران زمین نیست؟
سرگذشت عجیب ذوالقرنین در تفاسیر آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از علمای معزز اسلام در تفسیر این آیات می نویسند:
در آغاز بحث درباره اصحاب کهف گفتیم که گروهی از قریش به این فکر افتادند که پیامبر اسلام را به اصطلاح آزمایش کنند، پس از مشاوره با یهود مدینه سه مساله طرح کردند: یکی، تاریخچه اصحاب کهف، دیگر مساله روح و سوم سرگذشت ذوالقرنین که پاسخ مساله روح در سوره اسراء آمده، و پاسخ دو سوآل دیگر در همین سوره کهف.
اکنون نوبت داستان ذوالقرنین است.
1- نخستین آیه می گوید:« از تو درباره ذوالقرنین سوآل می کنند.» ( ویسئولونک عن ذی القرنین)
« بگو به زودی گوشه ای از سرگذشت او را برای شما بازگو می کنم» ( قل ساتلوا علیکم منه ذکرا) تعبیر به « ساتلوا» با توجه به این که « سین» معمولا برای آینده نزدیک است، در حالی که در این مورد پیامبر(ص) بلافاصله از ذوالقرنین سخن می گوید، ممکن است برای رعایت ادب در سخن بوده باشد، ادبی که آمیخته به ترک عجله و شتاب زدگی است، ادبی که مفهومش دریافت سخن از خدا و سپس بیان برای مردم است.
آغاز این آیه نشان می دهد که داستان ذوالقرنین در میان مردم مطرح بوده، منتها اختلافات یا ابهاماتی آن را فرا گرفته بود، به همین دلیل از پیامبر(ص) توضیحات لازم را در این زمینه خواستند.
2- آیه سپس اضافه می کند« ما در روی زمنی او را تمکین دادیم» ( قدرت و ثبات و نیرو و حکومت بخشیدیم)( انا مکنا له فی الارض).
« و اسباب هر چیز را در اختیارش نهادیم» ( و آتیناه من کل شی سببا) گرچه بعضی از مفسران خواسته اند مفهوم «سبب» را که در اصل به معنی طنابی است که به وسیله آن از درختان نخل بالا می روند و سپس به هر گونه وسیله اطلاق شده ـ در مفهوم خاصی محدود کنند، ولی پیدا است که آیه کاملا مطلق است و مفهوم وسیعی دارد و نشان می دهد که خداوند اسباب وصول به هر چیزی را در اختیار ذوالقرنین گذارده بود: عقل و درایت کافی، مدیریت صحیح، قدرت و قوت، لشکر و نیروی انسانی و امکانات مادی، خلاصه آن چه از وسائل معنوی و مادی برای پیشرفت و رسیدن به هدف ها لازم بود و در اختیار او نهادیم.
3- « و او هم از این وسائل استفاده کرد» ( فاتبع سببا)
4- « تا به غروبگاه آفتاب رسید» ( حتی اذا بلغ مغرب الشمس).
5-« در آن جا احساس کرد که خورشید در چشمه یا دریای تیره و گل آلودی فرو می رود»( وجدها تغرب فی عین حمئه)
6-« و در آنجا گروهی از انسان ها را یافت»( که مجموعه ای از انسان های نیک و بد بودند) ( و وجد عندها قوما).
7-« به ذوالقرنین گفتیم: آیا می خواهی آنها را مجازات کنی و یا طریقه نیکویی را در میان آنها انتخاب نمایی» ( قلنا یا ذوالقرنین اما ان تعذب و اما ان تتخذ فیها حسنا)
بعضی از مفسران از تعبیر «قلنا» ( ما به ذوالقرنین گفتیم) می خواهند نبوت او را استفاده کنند، ولی این احتمالی نیز وجود دارد که منظور از این جمله الهام قلبی باشد که در مورد غیر پیامبران نیز وجود داشته، اما نمی توان انکار کرد که این تعبیر بیشتر نبوت را در نظر انسان مجسم می کند.
8- ذوالقرنین« گفت اما کسانی که ستم کرده اند، آنها را مجازات خواهیم کرد.» ( قال اما من ظلم فسوف نعذبه).
9- « سپس به سوی پروردگارش باز می گردد و خداوند او را عذاب شدیدی خواهد نمود» ( ثم یرد الی ربه فیعذبه عذابا نکرا.)
این ظالمان و ستمگران، هم مجازات این دنیا را می چشند و هم عذاب آخرت را . . .
10-« و همچنان به راه خود ادامه داد تا به خاستگاه خورشید رسید.» ( حتی اذا بلغ مطلع الشمس).
« در آن جا مشاهده کرد که خورشید بر جمعیتی طلوع می کند که جز آفتاب برای آنها پوششی قرار نداده بودیم.»( و جدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها سترا).
این جمعیت در مرحله ای بسیار پایین از زندگی انسانی بودند، تا آن جا که برهنه زندگی می کردند، و یا پوشش بسیار کمی که بدن آنها را از آفتاب نمی پوشانید، داشتند.
بعضی از مفسران این احتمال را نیز بعید نداسته اند که آنها خانه و مسکنی نداشتند، تا آنها را از تابش آفتاب بپوشاند.
احتمال دیگری که در تفسیر این جمله گفته اند، این است که سرزمین آنها یک بیابان فاقد کوه و درخت و پناهگاه بود، و چیزی که آنها را از آفتاب بپوشاند و سایه دهد، در آن بیابان وجود نداشت.
11- آری« این چنین بود که کار ذوالقرنین، و ما به خوبی می دانیم او چه امکاناتی برای ( پیشبرد اهداف خود) در اختیار داشت»( کذلک و قد احطنا بما لدیه خبرا).
بعضی از مفسران این احتمال را در تفسیر آیه داده اند که جمله فوق اشاره ای است به هدایت الهی نسبت به ذوالقرنین در برنامه ها و تلاش هایش.
12- «(باز) از اسباب مهمی( که در اختیار داشت) استفاده کرد.»
13- «( و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در آنجا گروهی غیر از آن دو را یافت که هیچ سخنی را نمی فهمیدند!»
14- «( آن گروه به او) گفتند: ای ذوالقرنین یاجوج و ماجوج در این سرزمین فساد می کنند: آیا ممکن است ما هزینه ای برای تو قرار دهیم که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟»
15- «(ذوالقرنین) گفت: آن چه را خدا در اختیار من گذارده، بهتر است( از آن چه شما پیشنهاد می کنید) مرا با نیرویی یاری کنید، تا میان شما و آنها سد محکمی ایجاد کنم.»
« قطعات بزرگ آهن برای من بیاورید( و آنها را به روی هم چیند) تا کاملا میان دو کوه را پوشانید. سپس گفت:( آتش در اطراف آن بیفروزید) و در آتش بدمید،( آنها دمیدند) تا قطعات آهن را سرخ گداخته کرد، گفت( اکنون) مس ذوب شده برای من بیاورید تا به روی آن بریزیم.»
«( سرانجام آن چنان سد نیرومندی ساخت) که آنها قادر نبودند از آن بالا روند و نمی توانستند نقبی در آن ایجاد کنند.»
« گفت این از زحمت پرودگار من است، اما هنگامی که وعده پروردگاران فرا رسد، آن را در هم می کوبد و وعده پروردگارم حق است.» . . .
16- سرانجام این سد به قدری نیرومند و مستحکم شد که « آن گروه مفسد، قادر نبودند از آن بالا بروند، و نه قادر بودند در آن نقبی ایجاد کنند»( فما اسطاعوان یظهروه ما استطاعوا له نقبا).
در این جا ذوالقرنین با این که کار بسیار مهمی انجام داده بود، و طبق روش مستکبران می بایست به آنها مباهات کند و برخود ببالد، و یا متنی بر سر آن گروه بگذارد، اما چون فرد خدا بود، با نهایت ادب چنین« اظهار داشت که این از رحمت پرورگار من است»( قال هذا رحمه من ربی).
اگر علم و آگاهی دارم و به وسیله آن می توانم چنین گامی مهمی بردارم، از ناحیه خدا است، واگر قدرت و نفوذ سخن دارم، آن هم از ناحیه او است.
و اگر چنین مصالحی در اختیار من قرار گرفت، آن هم از برکت رحمت واسعه پروردگار است، من چیزی از خود ندارم که بر خویشتن ببالم و کار مهمی نکرده ام که بر گردن بندگان خدا منت گذارم!
سپس این جمله را اضافه کرد: که گمان نکنید این یک سد جاودانی و ابدی است، نه« هنگام یکه فرمان پروردگارم فرا رسد آن را در هم می کوبد، و به یک سرزمین صاف و هموار مبدل می سازد»!( فاذا جاء وعد ربی جعله دکاء).
« و این وعده پرودگار من حق است»( و کان وعد ربی حقا).
ذوالقرنین در این گفتارش به مساله فنای دنیا و در هم ریختن سازمان آن در آستانه رستاخیز اشاره می کند.
اما بعضی از مفسران، وعده خدا را اشاره به پیشرفت های علمی بشر می دانند که با آن دیگر سد غیر قابل عبور مفهومی ندارد، وسائل هوایی، همچون هواپیماها، هلی کوپترها و مانند آن تمام این موانع را بر می دارد.

ذوالقرنین که بود؟

در این که ذوالقرنین که در قرآن مجید آمده از نظر تاریخی چه کسی بوده است، نظرات مختلفی در این زمینه ابراز شده که مهم ترین آنها سه نظریه است.

در ادامه مطلب بخوانید


برو پایین بقیش رو بخون
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط مصطفی |
در باره ما

تـا کـه بودیـم ,نبودیــــــم کسی

کشت ما را غم بی همنفسی!

تـا کـه رفتیم همه یــــــار شدند

خفته ایم و همه بیــــدار شدند!

قـــدر آئینه بدانیـــم چــو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست.
mhbz1986@yahoo.com
a_topoli1371@yahoo.com


shushtar_city@yahoo.com

آخرین نوشته ها
انتخابات
جشن 2 سالگی شوشتر سی تی
اقدامی مهم از سوی شوشتریان خوزستان دستمرضا
پل بند لشکر یادگاری از دوره ساسانی

آبشارهای شوشتر در بین آثار جهانی
خبر و مژده



سال 2009 سال جهانی شدن شوشتر
سازه های آبی شوشتر
زندگينامه آيت الله العظمي، مرحوم حاج شيخ جعفر شوشتري(ره)
حاج شیخ محمدتقی شیخ شوشتری
نامهای مختلف شوشتر در طول تاریخ
اوضاع اقتصادي و اجتماعي شوشتر در زمان نادر شاه
شاهنامه فردوسي درباره پل شادروان
ذوالقرنین یا کوروش بزرگ
نهر باستانی داریون
نقاط دیدنی شوشتر
تکنولوژی پیشرفته و بی نظیر سازه های آبی شوشتر
شوشتر شناسی (پل شادروان)
به نظرت؟
شوشتر شناسی(سیکا)
جشن تولد یکسالگی شوشترسیتی
شوشتر شناسی(شوشتر شهر چهل پیر و بقعه)
خوزستان بهشت باستان شناسان
غار پبده شوشتر (نخستین غار باستانی ایران)
شوشترشناسی(كارون و بنيادهاي آن)
توهین به اقوام ایرانی به کدامین انگیزه ؟
پیوند وبلاگ
شوشترنما
سی سرا
محمدرضا حلاج
ایران کلیپ
میراث فرهنگی شوشتر
بزم شبانه
جستجوگر گوگل
فقط منو و تو (بندر یها)
بچه های خوزستان
کانون دوستداران شوشتر
بوسه بر مرگ
میعاد در لجن - اشعار تورج بخشایشی
وبلاگ فرهیختگان شوشتر
زیر پوست دانشگاه
موزه مردم شناسی شوشتر
آتشکده مهر
آتش عشق
آرامش دل
لربلاگ
ایران باستان
کانون تاریخ ایران
سرزمین کهن
انجمن شوشتریهای خوزستان
زمزمه زندگی
یادداشتهای یک وبلاگر
خدایا چرا عشق را آفریدی؟
ترفندستان
ایران + هخامنشیان
ایران باستان (امید)
غریب آشنا
تاریخ و فرهنگ بختیاری
...و اما خوزستان
نیمه گمشده من
شرکت توسعه گران سیستم پارسا شوشتر
جواهري در قصر
foolad khuozestan
نوشته های محمد جواد عبدی
آرشیو مطالب
هفته چهارم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته اوّل تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم فروردین 1386
هفته سوم فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته اوّل بهمن 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته چهارم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته دوم شهریور 1385
هفته سوم مرداد 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
هفته سوم تیر 1385
هفته دوم تیر 1385
هفته اوّل تیر 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته چهارم اردیبهشت 1385
هفته سوم اردیبهشت 1385
هفته دوم اردیبهشت 1385
هفته اوّل اردیبهشت 1385
هفته چهارم فروردین 1385
هفته سوم اسفند 1384
هفته چهارم بهمن 1384
هفته دوم بهمن 1384
امکانات